به نام نامی اولین عاشق که اوست

 

نقش هم‌سفر و خانواده در درمان اعتیاد (هفته برگزاری جشن هم‌سفر)

در کنگره 60 هم‌سفر مفهومی فراتر از این دارد که باید بار سنگین اعتیاد مسافر را به دوش بکشد چه بسا بارها تکرار شده است که هم‌سفر بال پرواز مسافر است و مسافر خود باید خواست و تصمیم به سفر داشته باشد مبدأ و مقصد و هدف آن را بشناسد و سختی های آن را با طرح و نقشه به کمک راهنمایش طراحی کند و آنگاه در این سفره هم‌سفر پشتیبان و حامی او خواهد بود.

یک هم‌سفر خوب مانند یک صافی عمل می‌کند ناخالصی‌های حاشیه سفر را می‌زداید و سختی‌های راه را مرهمی خواهد بود که البته انجام این مسئولیت مهم در سایه آموزش و کسب آگاهی امکان‌پذیر می‌شود که زمینه‌ساز این آگاهی حضور به موقع، منظّم در کلاس‌های آموزی و خدمت و مشارکت و رعایت حرمت‌های کنگره 60 است.

هم‌سفر با آموزش و عبور از تاریکی‌ها کم‌کم حس‌های منفی را از خود دور می‌کند، کمتر در گذشته غرق می‌شود و نمی‌گذارد نیروهای بازدارنده او را در مسیر متوقف کنند و درعین‌حال باتجربه کردن اتفاقات جدید در طول مسیر خود را از ناامیدی‌ها رها می‌کند و با رایزنی با کمک راهنمای خود و هم لژیونی‌هایش دیگر از تنهایی نمی‌هراسد و تنها خود را محق نمی‌داند و با شجاعت تعبیری در ادامه مسیر گام می‌داند این مسیر و طی آن مسیر دانایی نامیده می‌شود و هم‌سفر با قدم در این راه به تدریج از نادانی و جهالت دور می‌شود و این سبب رشد او و مسافر او در کنار هم و قدم به قدم باهم می‌شود هم‌سفر کوک ساز مسافر است او می‌تواند با عشق و محبت، ‌ساز را در شرایطی قرار دهد که زیباترین صداها از آن شنیده شود و یا برعکس می‌تواند با نفرت و خودخواهی صدای ساز را به صدایی ناهنجار تبدیل کند.

او با پذیرش ضد ارزشی‌های درونی خود از یکه‌تازی دست می‌کشد و با گذشت و بخشش جایگاه واقعی خود را پیدا می‌کند و این زمینه‌ساز می‌شود که هم‌سفر نقاط قوت و مثبت مسافر خود را بهتر درک کند و ببیند.

هم‌سفر در کنگره 60 در قالب همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر و یا دوست و ... وجود دارد که هر کدام در جایگاه خود نقش بسزایی دارند.

دوست داشتن از نگاه یک مادر بسیار زیباست و نایاب و خالص‌ترین حس‌ها در وجود یک مادر نهفته است امّا دوست داشتن گاهی یعنی گذشتن، بخشیدن، دیدن، ندیدن، شنیدن با گوش جان و اندیشیدن و اندیشیدن تا رسیدن به تفکر حقیقی در مسیر روشنایی‌ها

هم‌سفران مادر در کنگره 60 با منطبق ساختن خود با فرمان‌های نگهبان کل و در ادامه کمک راهنمای خود روش‌های گذشته و ضد و نقیض‌ها را رها ساخته و در مسیر یاری مسافر خود قدم می‌نهند.

هم‌سفر در قالب خواهر و یا برادر لحنی از قیاس دست برداشتن این که فرزندان یک خانواده و یک تربیت و امکانات دارای اختیارات مجزا هستند و تفکّر آن‌ها متفاوت است و امّا امروز مسافر آن‌ها در مسیر دانایی قدم گذاشته است و لذا تنها یاری و حمایت هم‌سفر در راستای آگاهی طنین‌انداز معرفت خواهد بود و پیمودن مسیر را برای مسافر آسان‌تر خواهد کرد.

هم‌سفر در قالب پدر هم اسباب خود را می‌طلبد همراه بودن با فرزندی که تا امروز با معیارها و خواسته‌ها او فاصله داشته امّا امروز او نیز می‌خواهد از ته چاه ظلمت به ریسمان الهی چنگ بزند و در مسیر صراط مستقیم به سمت رهایی قدم بردارد هم‌سفر باید به او اعتماد کند و به اهدافش احترام بگذارد.

و امّا هم‌سفر در قالب همسر بودن مسئولیت بزرگ و ظریفی است سال‌ها امنیت خانواده متزلزل شده است در شرایط سخت و بحرانی گذشته هم‌سفر تنها مانده است طعم شیرین خوشبختی و لذّت باهم بودن فراموش شده بود هم‌سفر هم به دلیل عدم امنیت از توانایی ایجاد آرامش در خانواده عاجز بوده است امّا او امروز در مکانی قرار گرفته است که به او وعده پیروزی در انتهای مسیر را داده‌اند که تجربه گذشتگان در این مکان امن به هم‌سفر نشان داده است که این وعده دروغ نیست و باوری است در ناباوری‌ها.

هم‌سفر باید اعتماد کند به مسافری که سال‌ها از او سلب اطمینان کرده است قرار است عشق را سرلوحه کار خود کند نباید ناکامی‌های گذشته او را از ادامه مسیر ناامید کند چه بسا هر چه جلوتر می‌رود و آگاهی بیشتری به دست می‌آورد عدالت را پذیرا باشد و از آینده نترسد و نگرش خود را نسبت به مسافرش تغییر دهد کم‌کم تکّه‌های یخ شکسته می‌شو و در آب حقیقت ذوب می‌شود حرکت آسان‌تر می‌شود زخم‌ها مرهمی می‌یابند و دست‌های هم‌سفر و مسافر به ریسمان روشنایی قوی‌تر از قبل گره می‌خورد حضور مستمر و منظّم آن‌ها در کلاس‌های آموزشی کمکی است برای ایجاد امنیت و آرامش در خانواده.

با سپری شدن زمان درمان حقیقت به سرمنزل می‌رسد و در سفر دوم آن‌ها آموزش‌های خود را به عرصه حضور می‌رساند هم‌سفر از توقعات بیجا و انتظارات واهی دست کشیده است و دوشادوش مسافر تلاش می‌کند که دین خود را به این حقیقت درمان بپردازد او اعتمادبه‌نفس خود را بازمی‌یابد و در نتیجه عمل سالم، معرفت و عدالت به جایگاه کمک راهنمایی می‌رسد تا انگشت اشاره‌ای باشد به سمت نور برای دیگر هم‌سفرانی که در ابتدای راه هستند و اکنون قدم به این دنیای تازه نهاده‌اند.

هم‌سفر و مسافر اگر در تعادل باشند قطعاً خانواده‌ای منسجم و شاد خواهند داشت که این خانواده از کلیدی‌ترین خواسته‌های حال خوش است و بستر را برای تربیت فرزندانی صالح و شاد فراهم خواهد کرد.

و امّا جشن هم‌سفر:

کنگره 60 به منظور تشکّر و قدردانی و شکرگزاری از حمایت و یاری هم‌سفران در سال هفته‌ای را به هم‌سفران اختصاص داده است که در این هفته در روز مخصوص کلاس‌های آموزشی هم‌سفرانی این جشن در هر شعبه برگزار می‌شود و بنا بر دستور نگهبان کل سنتی اجرای شود که هر مسافر در آن روز به هم‌سفر خود هدیه‌ای تقدیم می‌کند این حرکت بار آموزشی فراوانی دارد چرا که هر مسافر خود را موظف می‌داند که برای این روز برنامه‌ریزی داشته باشد همچنین روحیه تشکّر و سپاسگزاری در این نهاد تقویت می‌شود و این حس خوب که تلاش من در این راه بهبود نبوده و مسافرش برای وجود من ارزش قائل است در درون هم‌سفران به وجود می‌آید. در کنگره 60 الگوی همه جانب مهندس دژاکام و هم‌سفر محترمشان است لذا ایشان هر سال اولین نفر این تشکّر را به جا می‌آورند و باقی مسافران با الگو گرفتن از نگهبان کل این روز را اوج می‌نهند ما این روز زیبا را مدیون گذشت‌ ها و تلاش‌های فراوان سرکار خانم آنی دیده‌بان محترم گروه خانواده هستیم که در شکل‌گیری بنیاد کنگره 60 نقش بسزایی داشته‌اند هر بار که دراین‌باره سخن می‌گویند برای هم‌سفران درسی خواهد بود که هم‌سفر یعنی بخشیدن، گذشتن، عشق ورزیدن و صبوری کردن و به توصیه ایشان بزرگ‌ترین وظیفه هم‌سفر حفظ و بقای خانواده است که این مهم تمامی صفات ذکرشده در بالا را می‌طلبد.

در روز هم‌سفر، مسافران در جلسه مخصوص خانواده شرکت می‌کنند و بعد از اتمام جلسه و دعای کنگره 60 به صورت منظم یک به یک هدیه خود را به هم‌سفرانشان تقدیم می‌کنند، این روز بسیار باشکوه است و انرژی فراوانی را در محیط به وجود می‌آورد. چرا که حاصل این عمل تبدیل شدن نادانی به دانایی،  ظلمت به نور و در ادامه نفرت به عشق در بازه زمان درمان است.

همه هم‌سفران از سفر اوّلی‌ها تا هم‌سفران آزادمردان هم حس می‌شوند و این حس، حس دیده شدن قدردانی کردن، باارزش بودن است که‌امید است هم‌سفر واقعی بودن در تمام سال و برای همیشه باقی بماند و هر روز برای داشتن چنین محیط امنی که در آن آرزوها منظور می‌شود از خداوند بزرگ ممنون باشیم و در حفظ آن با رعایت حرمت‌ها کوشا باشیم.

این هفته دهمین جلسه از دوره جشن هم‌سفران کنگره 60 است و هر سال این جشن باشکوه‌تر از قبل است و ما هم به همه مرزبانان که در برپایی این جشن بسیار زحمت می‌کشند خدا قوت می‌گوییم و به همه هم‌سفران این هفته را تبریک می‌گوییم و از هم‌سفران کوچک هم که چراغ خانه‌های امروز هستند قدردانی می‌کنیم و لحن را با یکی از زیباترین پیام جناب آقای مهندس 14/12/87 فرمودند به پایان می‌رسانیم «هم‌سفران، ترکش‌های اعتیاد را در صدف قلب خود تبدیل به ستارگان درخشان نمودند که در شب‌های سیاه اعتیاد نور افشانی نموده و اکنون مسافران با علم درمان کنگره با یاری خداوند و راهنمایان و همان ستارگان راه را می‌یابند».

 منبع:آرشیو مطالب آموزشی کنگره 60 شعبه آکادمی-تحریر همسفر هدا


برچسب‌ها: هفته همسفر , جشن همسفر , مسافر پدرام , سرآغاز دیگر

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۷ | 11:48 | نویسنده : مسافر پدرام |

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت سپردن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.

هیچ موجودی در دنیا نیست که مسئولیت هایش یک طرفه باشد ؛ مثلا پدر و فرزند هر دو در قبال هم مسئولیت دارند و همیشه مسئولیت ها دو طرفه هستند و دو طرفه تعریف می گردند . اکنون باید بدانیم که خط و خط کشی این مسئولیت ها در کجاست ؛ حتی خداوند هم در قبال ما انسان ها دارای مسئولیت می باشد همانگونه که ما در قبال خداوند مسئول هستیم و ما هرگز نمی توانیم مسئولیت ها را یک طرفه تصور کنیم .

همانطور که گفتیم ، می خواهیم بدانیم خط و خط کشی این مسئولیت ها در کجاست ؟ مثلا کدام مسئولیت ها مربوط به خداوند است و کدام مربوط به بنده خداست ؟ کدام مسئولیت ها مربوط به رهجو است و کدام مربوط به راهنما ؟

خوب ما اگر این خطوط را ندانیم یک گریزگاه بوجود می آید و آن اینست که ما همه چیز را به خدا مصادره می کنیم ، در کتاب شریف هم آمده است که انسان چیزی جز سعی و تلاش خودش نیست ؛ به عبارت دیگر هر مصیبتی هم که به ما وارد می گردد خودمان در آن نقش داریم . ذره ای کار خوب یا بد انجام دهیم در قبال آن باید پاسخگو باشیم ؛ پس ما اگر این موضوع را درک نکنیم این تصور غلط گریزگاهی می شود برای اینکه مسئولیت کلیه اشتباهات و مصیبت های خود را به گردن خداوند بیندازیم . هدف اصلی در این وادی نیز اینست  که ما مرز بین این مسئولیت ها را مشخص کنیم ؛ خوب ما مدام درخواست هایی از خداوند داریم که اصلا معقول نمی باشند ، در وادی دوم و سوم نیز آموختیم که بیشترین مسئولیت زندگی ما بر عهده خود ماست.

حالا جالب اینجاست برخی از ما با مصادره کردن مسئولیت های خود به خداوند ، قیافه حق به جانب هم می گیریم و گویی بر سر خداوند ، منت نیز می گذاریم و نماز خواندن و روزه گرفتن خود را وسیله ای برای منت گذاشتن می کنیم.

حالا باید ببینیم که تصور ما از خداوند چیست ؟ آیا ما انتظار داریم که خداوند تمام مشکلات و مسائل ما را حل نماید و در مقابل ما به استراحت بپردازیم و یا قرض بالا آورده ایم و خداوند باید قرض ما را بدهد ؛ گویی خداوند فرمانبردار ما شده است که ما هر دستور یا خواسته ای که داریم ، او باید انجام دهد و ما را به خواسته مان برساند و ما گاهی خداوند را با غول چراغ جادو اشتباه می گیریم که باید آرزوهایمان را برآورده کند.

برخی نیز معتقد به خداوند نیستند و می گویند ما روی شانس حساب می کنیم اما ما به آنها می گوییم که ما فقط بر روی تلاش و کوشش و آموزش خودمان حساب می کنیم و نه بر روی شانس . ما معتقدیم اگر ما کلیه تکالیف و وظایف خود را در مقابل خداوند و و بندگان او انجام دهیم آنگاه می توانیم از خداوند و نیروهای مافوق انتظار مساعدت و هدایت داشته باشیم و یا منتظر شانس باشیم ؛ البته نیروهای الهی فقط کار القاء را انجام می دهند و مسئولیت کار فقط بر عهده ماست ، همانطور که در این آیه شریفه آمده است (( فالهمها فجورها و تقواها )) ؛ یعنی هم فسق و فجور الهام می شود و هم تقوا و ارزش ها .

قدرت مطلق پس از خلقت انسان ، او را بر سر یک دوراهی قرار داد و به او حق انتخاب را عطا نمود ؛ یک راه ، پندار و گفتار و کردار سالم و صلح آمیز و راه دیگر ، فسق و فجور و کژی و سستی و پلیدی و نیز هر یک از این مسیرها را علامت گزاری کرد و نتیجه آنرا مشخص نمود . اکنون این پرسش مطرح می گردد ، پس دعا و راز و نیاز و نیایش در درگاه خدا چه معنایی دارد ؛ ما معتقدیم دعا و راز و نیاز زمانی می تواند موثر باشد که ما به صورت مطلوب در مسیر صراط مستقیم قرار گرفته باشیم و از فرامین خداوند پیروی کنیم و مسئولیت های خود را نیز بپذیریم ، آنگاه دعای ما جواب خواهد داد چون این وعده خداوند است ، البته طبق شروطی که در قبل ذکر گردید.

اگر کسی قدرت مطلق را به درستی بشناسد آنگاه در یک صلح نسبی بسر خواهد برد ، آرام تر است و مشکلاتش نیز کمتر می باشد ، استرس ندارد و شب نیز راحت می خوابد ، از طرفی افسرده نیست ، حرص نمی خورد و رنج هم نمی برد . آیا زمانیکه می گوییم به خداوند توکل داریم به حرف است و یا واقعا عمل می کنیم چون ما با عمل و اجراء سرو کار داریم و کار و آموزش های ما همه عملیاتی هستند. بیماری های افکار و اندیشه روی جسم ما تاثیر نامطلوب می گذارند ؛ مثلا ممکن است دچار زخم معده شویم و یا بسیاری از دردهای دیگر . هرچه افکار منفی تر باشد ، جسم بیمارتر و خراب تر است.

ما در این وادی سعی خواهیم نمود که انسان را آرام آرام بشناسیم و در واقع هسته انسان را بشکافیم . برای شناخت خداوند و قدرت مطلق ابتدا باید از دروازه خود عبور کنیم یعنی ابتدا باید خود را بشناسیم . خودشناسی یعنی شناخت انسان در صور آشکار و پنهان ؛ در مقوله صور آشکار که برای ما قابل رویت است ، اطلاعات ما بسیار ناچیز می باشد ؛ ما حتی کنترلی در قسمت صور آشکار خود نداریم ؛ به عنوان مثال نفس کشیدن ما در اختیار خودمان نیست و حتی زمان مرگ ما در دست ما نمی باشد ؛ البته می توانیم اقدام به نابودی جسم خودمان بکنیم ولی کنترل چندانی در میزان زنده ماندن خودمان نداریم . به عبارت دیگر اداره شهر وجودی و یا جسم ما در اختیار ما نیست بلکه این سیستم بطور اتوماتیک کار خود را انجام می دهد. در مقوله صور پنهان که برای ما اصلا قابل رویت نمی باشد نیز آگاهی و اطلاعات بسیار کمی داریم ؛ به عنوان مثال ما هیچ اطلاعاتی از روح و نفس و زمان قبل از تولد و حتی پس از مرگ خود نداریم.

انسان ممکن است در صور آشکار فناپذیر باشد ولی در صور پنهان بقاء دارد و فناپذیر نمی باشد. زندگی و حیات تنها در جهان ما نیست بلکه هستی در جهان های مختلف بسیار متنوع می باشد ؛ این جهان ها هم می توانند جهان های مادی و فیزیکی باشند و جهان های ماورایی و متافیزیکی.

نتیجه گیری نهایی از وادی چهارم : این وادی خط و خطوط مسئولیت های ما را مشخص می کند و به ما می آموزد که کلیه مسئولیت ها دوطرفه هستند و یک طرفه نمی باشند و نیز برای شناخت خداوند و قدرت مطلق باید از دروازه شناخت خویشتن عبور نماییم.


برچسب‌ها: وادی چهارم , لژیون هجدهم شعبه عمان سامانی شهرکرد , مسافر پدرام

تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۷ | 13:20 | نویسنده : مسافر پدرام |

به نام قدرت مطلق الله

با عرض سلام و ادب و احترام به اطلاع کلیه اعضا لژیون هجدهم شعبه عمان سامانی شهرکرد میرساند آزمون کتبی درون لژیونی از وادی اول تا چهارم کتاب چهارده وادی عشق راس ساعت 19 در تاریخ بیستم آذرماه 1397 در محل شعبه برگزار میگردد.

شرکت کلیه اعضا در این آزمون الزامیست.

با تشکر و به امید موفقیت شما

مسافر پدرام


برچسب‌ها: آزمون وادی اول تا چهارم , کمک راهنما مسعود , مسافر پدرام , لژیون هجدهم شعبه عمان سامانی شهرکرد

تاريخ : سه شنبه بیستم آذر ۱۳۹۷ | 13:41 | نویسنده : مسافر پدرام |

به نام قدرت مطلق الله

عرض سلام و آرزوی شادکامی خدمت همه شما عزیزان گرامی. به اطلاع میرساند در تاریخ سیزدهم آذرماه 1397 لژیون هجدهم، لژیون خدمتگزار شعبه عمان سامانی میباشد.لذا حضور کلیه اعضاء رأس ساعت 16:30 در تاریخ ذکر شده الزامی می باشد.


برچسب‌ها: اطلاعیه , لژیون خدمتگزار , لژیون هجدهم

تاريخ : شنبه دهم آذر ۱۳۹۷ | 20:58 | نویسنده : مسافر پدرام |

 

"به نام قدرت مطلق الله"

بعضی از سی دی های جدید از اهمیت زیادی برخوداراست و مطالبی که در آنها بحث میشود برای تمام شعب اجباری است و باید همه از آنها استفاده کنند . ما اعتماد میکنیم ولی باید نظارت هم جدی صورت گیرد . چون انسان جاری است و شاید زمانی در جهنم باشد و از جهنم خارج و به بهشت برود و بر عکس و باید انسان هوشیار باشد که خواب نباشد .

آموزش نقش بسیار مهم و کلیدی در درمان ما دارد . اما در بعضی فرهنگ ها بعضی مطالب جا می افتد که باید روی مفاهیم آنها دقت بیشتری کرد . در فرهنگ ما به موضوعاتی هم چون آب درمانی ،زالو درمانی ،یوگا و موسیقی درمانی (رقص) و گروه درمانی وجود دارد . البته اگر منظور این باشد که گروه خودش درمان کننده است اصلا این طور نیست . شما یک تیم فوتبال را در نظر بگیرید دراین کار گروهی بازیکنان تحت آموزش قرار میگیرند و در این آموزشها از افرادی همچون مربی ، کمک مربی ، برنامه ریز ،کاپیتان و .... استفاده میشود و وظایف هر بازیکن در زمین فوتبال مشخص است . و اینکه عده ای دور هم جمع شوند تیم تربیت نمی شود و برای اینکار نیاز به مربی و متون آموزش می باشد . برای درمان اعتیاد هم اگر عده ای دور هم جمع شوند که درمان صورت نمی گیرد . ممکن است در چنین گروهایی فساد و دزدی آموزش داده شود یا به کارهای دیگری مشغول شوند . اما بدون آموزش و متون و تنها دور هم جمع شدن و از تجربه حرف زدن که درمان صورت نمی گیرد .

و تنها شاید از تجربیات آنها برای نحوه مصرف و چطور تزریق کنیم و رگ چطور پیدا کنیم و.... استفاده کنند .

در نتیجه گروه به صرف اینکه گروه است در آن درمانی اتفاق نمی افتد و تنها با اموزش و استفاده از متون و سی دی و جلسات عمومی و لژیون و .... آموزش اتفاق می افتد .

در لژیون هم شاید یک نفر چیزی بپراند و با آن حرف شاید خیلی ها منحرف شوند وبه فساد دعوت کند . و او می خواهد عکس العمل راهنما و دیگران را ببیند و اگر مثلا راهنما لبخندی زد آن صحبت را تایید میکند و این شاید برداشت دیگران باشد . پس راهنما باید نظم و کنتل را در لژیون اجرا کند که بسیار مهم است .

پس آموزش حساب و کتابی دارد که باید مسائل مربوط به آن رعایت شود تا به نتیجه برسد .

 آموزش چیه ؟

1- متون آموزش چیست ؟

2- توسط چه کسی اجرا میشود ؟

3- برای چه کسانی ؟

پس مهم است بدانیم چه چیزی را می خواهیم آموزش دهیم و توسط چه کسی این امر مهم اجرا میشود و به چه کسانی میخواهیم آموزش دهیم و این موضوعات با هم فرق میکنند.

ما مطلبی داریم که اگر انسان از گفتار ها و نوشتارها جلوتر نباشد به صحت درستی آنها پی نخواهد برد . و کسی میتواند آموزش دهد که به آنها آگاهی و تسلط کافی داشته باشد . تا غلط و صحیح بودن مطالب را درک کند و بفهمد . مثلا اگر من گفتم 54 رگ کرنری در قلب است اگر شما بلد نباشید می گویید درست است اما اگر بلد باشید و جلوتر از مطالب باشید میگویید درست نیست

ومطلب دیگری که امروز تبدیل به یک چماق شده این است که تا یکی میخواهد حرفی بزند میگویند علمی صحبت کنید . ببینید ما یک مطلب علمی داریم و یک مطالبی در کتابها داریم ممکن است مطلبی در کتاب باشد و تمام دانشمندان آن مطلب را قبول داشته باشند ولی آن مطلب علمی نباشد . قبل از گالیله تمام دانشمندان میگفتند زمین مرکز عالم است . ولی همه غلط میگفتند و یک نفر درست میگفت .

علم بطور کلی یعنی : اگاهی و اطلاع و دانستن

من از امین سئوال کردم از نظر شما علم چیست ؟ ایشان گفتند علم توصیف قوانین تغییر و تبدیل و ترخیص که به راستی و درستی دلالت دارند و حقیقتی را بیان می کنند . مثال : تبدیل شیر به ماست یک علم است . و در درمان اعتیاد هم باید قوانینی باشد که بر راستی دلالت کند و بتوان از مریضی اعتیاد به رهایی برسیم، یک علم است . پس اگر ما نتوانیم فرد معتادی را درمان کنیم و به رهایی برسانیم این علم درمان اعتیاد نیست .

پس چه چیزی و چه متونی را آموزش میدهیم بسیار با اهمیت و مهم است . و باید قوانین آن را بدانیم . و ما باید در لژیون بتوانیم افرادی که  بهم ریخته هستند را به انسانهای سالم و صالح تبدیل کنیم با قدرت خودشان و این یک علم است . و بدون آموزش ما هیچ پیشرفتی نخواهیم داشت .

انسانها حریص و خودخواه و زیانکار هستند و با آموزش است که فردی می فهمد بدی و ظلم بد است و اگر فهمید انجام نمی دهد . پس تمام مشکلات ما از جهل و نا آگاهی ماست که فقط با آموزش صحیح به رهایی میرسیم .

توسط چه کسی ؟ چه کسی میخواهد آموزش بدهد کسی که هر چه میداند انجام دهد ، من هر چه به شما میگویم اول خودم آنها را انجام میدهم . مثلا خودم قبلا سیگار می کشیدم و 2 سال است که سیگار نمی کشم و حالا می گویم که هرکس میخواهد راهنما باشد 18 ماه فرصت دارد که سیگارش را کنار بگذارد و من اگر خودم سیگار بکشم نمی توانستم به شما بگویم که شما اینکار را انجام ندهید . ولی میدانم که برای سلامتی شما مضر هست و من شما را دوست دارم و نمی توانم مریضی شما را بر اثر استفاده از دخانیات ببینم مانند خودم که سیگار با عث بستری شدن و مشکلات قلب من شد .  ضرب المثلی است که میگوید مرغی که انجیر  میخورد نوکش کج است پس هر کس میخواهد آموزش دهد باید آگاهی و قدرت انجام این مهم داشته باشد وبه روز باشد .

اما برای چه کسانی : بعضی ها آموزش پذیر نیستند مثل حشرات و بعضی از حیوانات مثل اسب و شیر را میتوان آموزش داد . و در لژیون هم شاید افرادی باشند که اموزش پذیر نیستند

نقش آموزش بله یا خیر است یعنی اگر آموزش ببینیم به درمان میرسیم و اگر آموزش نبینیم به رهایی نمی رسیم بدلیل اینکه آموزش روی تفکر و اندیشه ما تاثیر میگذارد .

مصرف شربت اپیوم چون اموزش میبینیم برای ما زیانی ندارد و بدرستی از آن استفاده میکنیم

علم باید حتما حقیقتی را بیان کند و در ان تغییر و تبدیل باشد . و ستون اصلی ما آموزش است و فقط در کنگره لژیون وجود دارد که مکمل آموزش است و باید در لژیون از منابع استفاده شود .

مسئله بعدی خدمت است اصلا خدمت چیست ؟ در درمان اعتیاد ما باید اضلاع مثلث درمان را همزمان پیش ببریم و اگر روی جسم وروان کار کنیم و جهان بینی کار نکنیم به رهایی نمی رسیم

هیچ کس اعتماد ندارد که اعتیاد درمان دارد چون علم آن را ندارد افرادی هستند خارج از کنگره 10 سال پاک هستند ولی وقتی مصرف مواد را میبینند پاهایشان میلرزد و و میگویند ما وسوسه داریم و حالشان خراب است . خدمت چیست ؟ توسط کی ؟ و برای کی ؟

در کنگره ما بیش از 1000نفر خدمت گذار داریم که در بخشهای مرزبانی و راهنما و اوتی و .... فعال هستند . و هر کدام یک نوع خدمت انجام میدهند و خدمتها با هم متفاوت هستند و هیچ کس برای خدمتی که انجام میدهد یک ریال پول دریافت نمی کند و ما که عضو کنگره هستیم اگر خدمت نکنیم بدرد چی میخوریم . و اگر فقط بیاییم و برویم و چای نوش جان کنیم بدرد نمی خورد باید در متن کنگره باشیم و خدمت کنیم . در خارج از کنگره اگر میلیونها تومان خرج کنیم به رهایی نمی توانیم برسیم . و اگر کسی در متن کنگره خدمت نکند رهایی او هم پایدار نخواهد بود زیرا فکر او از بیکاری به سمتهای دیگر میرود و لی اگر تلاش کنیم تا خدمتی برای سلامتی خود کنیم ودر کنگره باز پرداخت بدهی خود را با طی مراحل خدمت بدست آوریم همیشه با ارامش و با انرژی خواهیم بود .

در اخر اگر خواستید بفهمید که تغییری در شما رخ داده اگر در کنگره و پارک ته سیگاری و یا لیوان استفاده شده ای را روی زمین دیدید و ناراحت شدید و رفتید جلوتر و برگشتید و آن را برداشتید و  در سطل زباله انداختید به خود امیدوار شوید . از اینکه نسبت به آن بی تفاوت نبودید . و وقتی دیگران میبینند که شما خدمت میکنید از شما خوششان می آید و از شما انرژی میگیرند و خود شما هم همیشه سر حال هستید .


برچسب‌ها: نقش سی دی , نقش آموزش در رهایی , لژیون هجدهم , سی دی های آموزشی کنگره60

تاريخ : شنبه دهم آذر ۱۳۹۷ | 12:8 | نویسنده : مسافر پدرام |

به نام قدرت مطلق الله

با سلام خدمت شما همراهان گرامی، مقاله ای که مطالعه می فرمایید نوشته ای است از دیده بان محترم آقای کامران شریفیان در تاریخ 23 آبانماه سال 1392 که در آرشیو مقالات ثبت شده است.

امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد.

یکی از رئوس مثلث درمان اعتیاد که بر اساس آن پروتکل درمان تدریجی در کنگره 60 شکل‌گرفته مبحث بسیار مهم و سرنوشت‌ساز جهان‌بینی هست،هر انسان با تعریفی که از جهان پیرامون خود ارائه می‌دهد زندگی خود را شکل و سرنوشت خود را رقم خواهد زد، شاید بتوان گفت جهان‌بینی دریچه‌ای است که تابع تفکر و اندیشه انسان است هر اندازه تفکرات انسان در مسیر ارزش‌های انسانی رشد و توسعه یابد نگاه انسان به زندگی زیبا تر و کلی تر خواهد بود، به قول بزرگی جهان هر کس به وسعت اندیشه و تفکر اوست، این‌چنین نگاهی درمی‌یابد که زندگی انسان آمیزه‌ای است از خوبی‌ها و بدی‌ها،زشتی‌ها و زیبایی‌ها،از دست دادن‌ها و به دست آوردن‌ها،دردها و شادی‌ها،تاریکی‌ها و روشنایی‌ها و....... یعنی اضداد، رشد و تکامل انسانی در گرو درک و فهم این مفاهیم و عبور از آن‌هاست، زمانی می‌توان به درک روشنایی رسید که از تاریکی‌ها عبور کرد. کنگره 60 چهارده فصل آموزشی را در قالب 14 وادی یا قانون و یا راه مطرح کرده است که در واقع علوم پایه و مبانی آموزشی کنگره 60 در بخش جهان‌بینی هست، با نگاه کلی به سرفصل‌های چهار ده وادی به چیدمان دقیق و حساب‌شده آن پی می‌بریم از وادی بسیار تا بسیار مهم تفکر (وادی یکم) شروع و با وادی محبت (وادی چهاردهم) پایان می‌یابد، به واقع هر کدام از وادی‌ها فرد مصرف‌کننده را با بخش عمده‌ای از مشکلات و موانع در مسیر درمان آشنا و کلید عبور از آن‌ها را در اختیار شخص قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد مباحث مطرح‌شده در چهار وادی اول بیشتر در جهت تغییر تفکر و جهان‌بینی افیونی شخص مصرف‌کننده تدوین گردیده و شخص را از نظر فکری برای حرکت در مسیر درمان آماده می‌کند، می‌توان گفت چهار وادی فوق پایه و فونداسیون جهان‌بینی را شکل می‌دهند به همین منظور درک و فهم  آن‌ها بسیار تا بسیار مهم است.  در وادی اول با موضوع بسیار مهم تفکر آشنا شدیم و آموختیم که برای ساختن یک زندگی سالم و رهایی از اعتیاد باید فکر کنیم، درست فکر کردن را قبل از هر انجامی سرلوحه کارهایمان قرار دهیم.در وادی دوم آموختیم  که ما به هیچ نیستیم حتی اگر خودمان ارزشی برای خودمان قائل نباشیم، هر کدام  از ما ارزش و جایگاه خاص خودمان را داریم، هر کدام از ما پتانسیل و استعدادهای منحصر به فردی داریم که برای شکوفایی آن‌ها باید در صراط مستقیم گام نهیم.

و اما وادی سوم: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی‌کند

وادی با کلمه تأکیدی باید شروع‌شده که بیش‌ترین بار معنایی را در خود دارد . این تاکید نشان از قانونی محکم و خلل‌ناپذیر است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در هستی و زندگی انسان جاری است. این قانون در تمام سطوح زندگی ما حکم فر ماست و یکی از قوانینی است که دنیای ما بر پایه آن اداره می‌شود اما چه چیزی را باید دانست؟ باید بدانم که هیچ موجودی برای کامران به اندازه خود کامران برای او فکر نمی‌کند و بر همین تعریف می‌فهمم که باید فقط و فقط برای خودم درمان شوم نه شخص یا دلیل دیگری.

یکی از تفاوت‌های اساسی درمان اعتیاد به روش تدریجی در کنگره 60 با دیگر روش‌های موجود در دنیا در این است که صد درصد بار درمان را به روی دوش خود فرد گذاشته چرا که فرد مصرف‌کننده تا به این باور نرسد هرگز بر توانایی‌های خود تکیه نخواهد کرد و اعتمادبه‌نفس لازم برای عبور از این گذرگاه سخت را به دست نخواهد آورد، اصولاً روحیه طلب کاری  و متوقع بودن و انتظار کمک  از سوی دیگران، در مصرف‌کنندگان مواد مخدر بسیار شایع است. این روحیه، از خانواده گرفته تا دوستان و آشنایان و جامعه و حتی خداوند، تفکر بسیار  مخرب و بازدارنده‌ای است، تا زمانی که در مصرف‌کننده مواد مخدر  این حالت وجود  دارد  به طور قطع نباید منتظر کوچک‌ترین موفقیت  و پیشرفتی در او باشیم به اعتقاد ما  اعتیاد درمانگر ندارد، درمانگر اعتیاد، خود فرد مصرف کننده است. اعتیاد راهنما دارد و راهنما فقط راهنمایی می‌کند. نه راهنما و نه هیچ کس دیگری نمی‌تواند مشکلات مصرف‌کننده را بر دوش بگیرد. نه راهنما و نه هیچ کس دیگری نمی‌تواند بار خماری را از روی دوش مصرف‌کننده بردارد. این بار را فقط خودش باید حمل کند و در نهایت و به تدریج زمین بگذارد. این تاوان باید پرداخته شود مسئولیت این کار بعهده هیچ شخصی نخواهد بود مگر خودمان. البته نمی‌توانیم منکر کمک و هم دردی و یاری سایر عزیزان و اعضاء خانواده باشیم، ولی بایستی به این مطلب توجه داشته باشیم که نقش اول بعهده ماست و مـا هستیم که بایستی بدهی خود را نسبت به تخریب هایی که ایـــجاد کرده‌ایم پـرداخت نمائیم، پس ابتدا کلیه مسئولیت کار خود را بپذیریم و باشهامت در جهت رفع آن تلاش و کوشش نماییم دوم اینکه سختی‌ها را با روی باز تحمل کنیم و به عنوان بازپرداخت بدهی خود بپذیریم و سوم سعی کنیم خودمان مسئله را با تفکر حل نماییم.

با مطالعه وادی سوم در نگاه اول ناخودآگاه آیه شریفه (  وان لیس للا نسان الا ما سعی) در ذهن انسان تداعی می‌شود: نیست برای آدمی جز آنچه با سعی و تلاش به دست می‌آورد. آیا همین تلاش نیست که به عنوان یک انسان زندگی ما را معنا و مفهوم می‌بخشد؟ تلاش نه برای رسیدن که تلاش برای رفتن و رفتن! علامه طباطبایی در خصوص آیه فوق می‌فرمایند: هیچ انسانی مالک هیچ‌چیزی نیست مگر آن عملی که انجام داده و جد و جهدی که نموده، تنها آن را داراست! 

درمان اعتیاد نوعی مدیریت بحران است، مدیریت این بحران چنانچه با آموزش و تفکر سالم  همراه نباشد تخریب و ویرانی در پی خواهد داشت! فرد مصرف‌کننده مستقیماً در جایگاه مدیریتی قرارگرفته و اداره امور درمان و زندگی را در دست خواهد گرفت تا اوضاع نابسامان به وجود آمده را سرو سامان ببخشد، در چنین شرایطی پرداختن به موضوعات کم اهمیت نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه به علت وجود مشکل اصلی و قصور و کوتاهی در حل آن اوضاع روزبه‌روز وخیم‌تر خواهد شد، پس همواره می‌بایست برنامه درمان خود را در اولویت امور زندگی قرار داده و تمام تلاش خود را صرف آن کند، این‌چنین مدیریتی درمان شخص را تضمین خواهد کرد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن شرایط زندگی سرو سامان خواهد گرفت، در طی این دوره همواره باید به خاطر بیاوریم که اوضاع فعلی یک شبه به وجود نیامده که بخواهیم آن را یک شبه برطرف کنیم، و از حرکت‌های نسنجیده و بدون تفکر  خودداری نماییم،آنچه مسلم است با بهبودی اوضاع و کاهش مشکلات جسمی و روحی شرایط مساعدی در زندگی حاکم خواهد شد و فرصت مناسب فراهم خواهد گردید تا کمبودها و کاستی‌ها را با تفکر جبران نماییم.

پذیرش و درک این وادی کمک کرد تا برای حضور در جلسات هفتگی کنگره 60 مسافت شهرکرد به اصفهان را در طول 18 ماه سفر اول (طول دوره درمان) بدون کمترین سختی و مشکلی طی نمایم  و به درمان قطعی اعتیاد برسم.

 

 

ثبت در این وبلاگ:مسافر پدرام


موضوعات مرتبط: خلاصه مقالات  آموزشی کنگره 60 ، برداشت از مقالات  آموزشی کنگره 60 ، خلاصه موضوعی کتب آموزشی کنگره 60
برچسب‌ها: وادی سوم , آقای کامران شریفیان , لژیون هجدهم , شعبه عمان سامانی

تاريخ : شنبه سوم آذر ۱۳۹۷ | 13:30 | نویسنده : مسافر پدرام |

به نام قدرت مطلق الله


یازدهمین جلسه از دور بیست و یکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی عمان سامانی شهرکرد با استادی ایجنت محترم  مسافر آقای آرش، نگهبانی موقت مسافر محمود و دبیری موقت مسافر ایمان در روز سه شنبه 29 آبانماه با دستور جلسه از هفته گلریزان( لژیون مالی ) در ساعت 17 برگزار شد. 

در این جلسه شاهد همدلی و اتحاد بیش از پیش اعضای شعبه بودیم که به لطف خدا گامی موثر در راستای تحقق اهداف والای کنگره 60 ،تقویت روحیه انسان دوستی ،ایجاد و تقویت اعتماد به نفس در مسافران بود.

از آنجا که کنگره 60 کمکی از بیرون از جمعیت دریافت نمیکند و نخواهد کرد کلیه منابع مالی از کمک های داوطلبانه اعضاء تأمین میشوند.به همین جهت کلیه اعضا با حضور پرنگ و ببخشی بی منت و بی ریا این مهم را بیش از پیش پاس داشتند.

ببخش مال و مترس از کمی که هرچه دهی

جزای آن به یکی، ده ز دادگر یابی

در این جشن اعضای لژیون هجدهم نیز همپای سایر اعضا حضور پررنگ داشتند.لازم به ذکر است که کمک راهنمای عزیز لژیون، مسافر مسعود و یکی از اعضای تازه وارد لژیون به نام مسافر مهدی با کمک بیش از پنج میلیون تومان از پرچم داران این حرکت زیبا بودند که از طرف همه اعضا ورود این دو عزیز به لژیون مالی شعبه را تبریک عرض می نماییم.

از سایر اعضای لژیون هم تشکر میکنیم که به رغم وضعیت جوی نامساعد و زمان بر بودن پروسه جشن با صبر و شکیبایی تا انتهای برنامه دوشادوش یکدیگر بر شکوه این جشن افزودند.

با تقدیم احترام:مسافر پدرام

پیروز و سربلند باشید.

 


برچسب‌ها: لژیون هجدهم , شعبه عمان سامانی , مسافر پدرام , مسافر مسعود

تاريخ : شنبه سوم آذر ۱۳۹۷ | 12:14 | نویسنده : مسافر پدرام |
سلام دوباره خدمت همه همراهان عزیز
فعالیت دوباره این وبلاگ رو خدمت همه شما تبریک عرض می نماییم.جا داره یه خوشامد ویژه هم عرض کنیم خدمت همه تازه واردین لژیون هجدهم که امیدواریم ادامه سفر اول و دوم را همچنان ثابت قدم ادامه دهند.
لازم به یادآوری است که این وبلاگ یک وبلاگ گزارشی و آموزشی است که خلاصه عملکرد لژیون و مطالب آموزشی کنگره 60 را ارائه میدهد.
با ما همراه باشید.
مسافر پدرام


برچسب‌ها: لژیون هجدهم , کنگره 60 , شعبه عمان سامانی

تاريخ : شنبه سوم آذر ۱۳۹۷ | 11:27 | نویسنده : مسافر پدرام |